خرید بک لینک

الیشاع یکشنبه یازدهم دی ۱۴۰۱، ۱۱:۵۹ ق.ظ

تا حالا شده با خودت بگی: دوستم قدر محبت منو ندونست؟

یه اصل مهمی که خیلی از ما گاهی فراموشش میکنیم، اینه که اولین فردی که تو 1 لازمه بهش اهمیت بدیم، خودمون هستیم.

خیلی از ما گاهی فراموش میکنیم که تا آخر عمرمون، تنها کسی که به صورت تضمیمی باهامون میمونه، فقط خودمون هستیم.

اولین نفری که تو سختیها دستت رو میگیره و لحظه به لحظه زندگیت رو درک میکنه، خودت هستی.

اولین نفری که اگه ازش غافل بشی و بهش رسیدگی نکنی، تو دردسر میفته و زندگیش مختل میشه هم خودت هستی!

وقتی خودت رو تو اولویت اول زندگی خودت قرار میدی، هر چی خوبی و چیزهای خوبه رو دوست داری به خودت هدیه بدی.

ابتدا نیازهای زندگی خودت رو برطرف میکنی. ابتدا میسنجی که آیا کاری که داری انجام میدی، تو رو شاد میکنه یا نه؟

ابتدا میسنجی که سود و منفعت این کار برات چقدر میارزه؟ در واقع خودت رو میذاری تو اولویت.

پس، گذاشتنِ خودم در اولویت به این معناست که:

- خوددوستی رو تمرین میکنم.

- از کارهایی که خوشحالم نمیکنه یا برام ارزشی نداره، دوری میکنم.

- خودم رو آتیش نمیزنم تا اطرافیانم گرم بشن.

- سود و فایده هر کاری رو ابتدا برای شخص خودم در نظر میگیرم.

- وقت و عمرم رو بیهوده صرف چیزهای الکی نمیکنم.

اما، گذاشتن خودم تو اولویت:

- به معنای پایمال کردن حق و حقوق دیگران نیست! یک انسان خویشتندوست، همون خوبیهایی رو که برای خودش میخواد، برای دیگران هم میخواد.

- به معنای منفعتطلبی، خودخواهی یا خودمحوری هم نیست! چون انسانی که خودش رو محترم، ارزشمند و لایق چیزهای خوب میدونه، به همون نسبت به دیگران هم ارزش میده و چیزهای خوب رو برای همه میخواد.

- و به معنای خودبرتربینی هم نیست. چرا که انسانی که خودش رو دوست داشته باشه و ارزشمند بدونه، دیگران رو هم به خاطر انسان بودنشون ارزشمند میدونه. اما برعکس، انسانی که خودش رو دوست نداشته باشه، چطور میتونه دیگران رو دوست داشته باشه؟

یادمون باشه ما عمر و سرمایه محدودی داریم. اگه بخوایم همون رو صرف دیگران کنیم و خودمون و نیازهامون رو نادیده بگیریم، در نهایت میرسیم به همین جمله که: دوستم قدر محبت منو ندونست. یا به قول قدیمیها، بشکنه دستی که نمک نداره!

اما وقتی در هر کاری شادی و رضایت خودمون رو در اولویت اول میذاریم، دیگه برامون مهم نیست که کسی قدر محبت ما رو بدونه یا ندونه. چون ما با انجام اون کار، سهم و پاداش خودمون رو دریافت کردیم و از کسی انتظار جبران محبت نداریم.

پس یکی از شرطهای انجام کار نیکِ بیچشمداشت هم همینه که این خوبی و نیکی رو نه فقط برای دیگران، بلکه برای شخص خودمون هم در نظر بگیریم.

یه نکته مهمی که گاهی فراموشش میکنیم هم اینه که زندگی به خودیِ خود یه معامله هست. وقتی به چیزی گفتی آره، معناش اینه که به طور اتوماتیک به یک سری چیزهای دیگه گفتی نه! یعنی چی؟

اگه من صد هزار تومن پول داشته باشم و تصمیم بگیرم باهاش یه کتاب بخرم، معناش اینه که دیگه نمیتونم با اون صد هزار تومن چیزهای دیگه (از جمله خوراکی، تنقلات، جوراب و ...) بخرم. وقتی به کتاب گفتم آره، یعنی به طور اتوماتیک به سایر چیزها گفتم نه.

وقت و عمر انسان هم دقیقا همین طوره. وقتی من تصمیم میگیرم وقتم رو به خوندن کتاب اختصاص بدم، معناش اینه که به طور اتوماتیک به خیلی کارهای دیگه که میتونستم با اون وقت انجام بدم، گفتم نه!

وقتی من تصمیم میگیرم که وقتم رو به گشت و گذارهای بیانتها در اینترنت، کل کل کردنهای بیهدف با دیگران یا کارهای نه چندان مفید دیگه اختصاص بدم هم، معناش اینه که به طور اتوماتیک به اهداف زندگیم گفتم نه! به خانواده و دوستانم که میتونستم همین وقت رو با اونها بگذرونم هم گفتم نه! به رشد فردی خودم هم گفتم نه!

پس چه خوبه آگاه باشیم که داریم وقتمون رو روی چه کارهایی میذاریم، و بسنجیم که آیا کاری که داریم انجام میدیم برای حال و آیندهمون سود و آوردهای داره یا نه؟ به حال و آیندهمون کمکی میکنه یا نه؟ حالمون رو خوب میکنه یا نه؟ از ما آدم بهتری میسازه یا نه؟

و چه خوبه مهارتِ «نه گفتن» به چیزهایی رو که سود و منفعتی برای حال و آیندهمون نداره یا ما رو از زندگی، اهدافمون، دوستان یا خانوادهمون دور میکنه، تمرین کنیم.

آخه بالا بریم پایین بیایم، همین یه عمر و زندگی کوتاه رو که بیشتر نداریم!

امید که همگی بتونیم خویشتندوستی رو تو اولویت اول زندگیمون قرار بدیم و با دلی خوش، به سوی اهدافمون حرکت کنیم.

خوددوستی, عزت نفس

برچسب: نویسنده: رضا پورحسین تاريخ: جمعه 16 دی 1401 ساعت: 20:01

صفحه بندی