یکی از دوستانم یه متنی تو تلگرام برام فرستاد که اتفاقا چند سال پیش هم دیده بودمش و احتمالا شما هم دیدینش.
متنش در واقع یه داستان سوزناک از ماجرای کودکی هیتلر (بله، همون آدولف خودمون) و مادرش هست که گویا سرطان داشته و آدولف ۸ ساله یتیم میخواسته بره بیمارستان براش دارو بخره و پزشکهای یهودی کتکش زدن و کلی شعرهای ناموزون دیگه ...
دوست داشتم اینجا بنویسم که چنین داستانهایی کاملا ساختگیه. دیگه نشون به اون نشون که مادر آدولف تو ۱۹ سالگیاش فوت کرده نه ۸ سالگی! و پدر هیتلر هم تا ۱۴ سالگیاش زنده بوده! و چنین داستانی، هرگز در کتاب «نبرد من» درج نشده اصلا که اینها بهش رفرنس میدن!
ولی از این داستان ساختگی مهمتر، این موضوع برام عجیبه که چرا چنین متنهایی نوشته میشه و سالها در فضای مجازی فارسی دست به دست میشه؟ یه دروغ ساختگی درباره «مظلومیت هیتلر»، به چه هدفی واقعا؟
در شگفتم ...
شده گاهی وقتا بعضی دوستانم یه سوالایی ازم میپرسن از این مدل شایعاتی که باب شده که من با شنیدنشون، به افق خیره شدن هم برام دیگه کافی نیست ...
چند مورد رو مثال بزنم، همگی باید به مریخ خیره بشیم
واقعا چرا؟
برچسب:
نویسنده: رضا پورحسین